نظر علي الطالقاني

63

كاشف الأسرار ( فارسى )

شرك و اعتماد به غير گرفتارند و تفصيل اين مطلب در مواضع ديگر همين كتاب هست . و از اعتماد گذشته هر اعتقادى كه خطا باشد و خلاف واقع باشد هم شرك خفىّ است زيرا كه گفتهء او ضدّ و نقيض گفتهء خدا است . اين است معنى آنچه در اصول كافى از باقر ( ع ) روايت مىكند كه فرمود ادنى چيزى كه به آن مشرك شود اين است كه بگويد نواة را كه او حصاة است و حصاة را كه او نواة است پس از آن متديّن به او شود . 78 سوّم شرك طاعت ، كه طاعت شيطان نمايد و مخالفت خدا . و آيهء شريفه وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ : 79 ايمان نمىآورند اكثر ايشان به خدا مگر آنكه مشركند ، كه در سورهء يوسف است ، در اخبار چندى تفسير شده به اين قسم و قسم دويم كه شرك خفىّ و شرك در اسباب باشد . چهارم شرك عبادت كه رياء باشد چنانچه فرمود فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً : 80 عمل صالح كند و شريك قرار ندهد در عبادت پروردگار خود احدى را . پس ظاهر شد كه بر هر معصيت و مخالفت ، در آيات و اخبار ، هم اطلاق شرك شده و هم اطلاق كفر . تنبيه شكى نيست كه هر مشرك به شرك جلّى كافر است و در به دو نظرها چنين مىنمايد كه هر كافرى مشرك نباشد و لكن ما به تحقيق در مجالس وعظ همين كتاب مبرهن نموده‌ايم كه هر كافرى هم مشرك است ، فراجع . تتمه در سورهء مباركهء نور ، آيهء شريفه وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ الى قوله أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً 81 در اخبار چندى تفسير به زمان قائم عجّل اللّه فرجه و زمان رجعت شده و چند فقرهء دعاى افتتح الثّناء 82 اقتباس از همين آيه شده ، آنجا كه فرمود ( استخلفه فى الارض كما استخلفت الّذين من قبله مكّن له دينه الّذى ارتضيته له ابدله من بعد خوفه امنا يعبدك لا يشرك بك شيئا ) . 83 و در خود آيه و اين دعا شواهدى است كه مراد از اين نفى شرك ، زوال تقيّه است و حضرت امير ( ع ) تصريح به اين معنى نموده و فرمود : اى يعبدوننى آمنين لا يخافون احدا فى عبادتى ليس عندهم تقيّة الحديث . 84 يعنى عبادت كنند مرا با ايمنى ، نترسند از احدى در عبادت من ، نباشد در نزد ايشان تقيّه .